بی مقدمه 

       قبل از اینکه در انجمن وارد شوم مطالب مختلفی را در حوزه انجمن می شنیدم و همواره مثل همه هنرمندان یکی از دغدغه های حقیر این بود که کاش  می شد کاری بکنیم و مشیت خدا توفیق خدمت حاصل کرد و بر اثر گذشت زمان و اشراف بنده از نزدیک به مقداری از موضوعات آن روی سکه نیز کم کم دیده شد و  دیروز عزیز هنرمندی مطالبی را عنوان میکردند (که از آن جمله بود) که شایعاتی هست که هزینه های اعضاء شورای عالی از جمله بلیط هواپیما، هتل، حق ماموریتها و... کمر انجمن را شکسته و.... اعتقاد دارم همه عزیزان بر اتفاقات تلخ سالهای ماضی انجمن اشراف دارند و اتفاق بزرگ ( موضوع داوری و زیاده خواهیها که شخصی با تیزهوشی خاصی 2 تن از استادان عزیز را همراه خود کرد که بعدها در یک جلسه ارزشیابی به ایشان استادی دادند و در همان جلسه ایشان عضو شورای ارزشیابی آن مکان شده به هنرمندان دیگری درجه استادی داده شد و مسائل دیگر ، شورای ارزشیابی وقت برای متنبه کردن و جلوگیری از اینگونه زیاده خواهی ها تاکتیک استعفا را در پیش گرفتند که ایشان با زیرکی پا جای پای این بزرگان گذاشته و پس از تسلط از ورود استادان و شورای عالی به انجمن پیشگیری کردند) و حرمت شکنیها و غیره ... با تقاضاها و مراجعات گروه گروه هنرمندان سراسر کشور دوبار پرچم انجمن از دفتر مختصری به اهتزاز درآمد و اینک به لطف خدا 230 شعبه از آن سیستم متمرد کنده شده به انجمن واقعی پیوستند که آمار آن بر روی همین سایت موجود می باشد و  حسابهای مالی انجمن هم موجود می باشد که بازرسان محترم می توانند روی آن نظر بدهند و چیزی که بنده سراغ دارم بیشتر هزینه های تردد را این عزیزان از محلهایی که خود پیگیر هستند و یا از جیب خودشان تامین می کنند و شاید هر از گاهی انجمن نیز وجهی پرداخته که قاعدتا حقشان است اما در خصوص هتل بنده هیچ موردی را در این مدت سراغ ندارم که هزینه ای از این بابت گرفته باشند و شاید نمازخانه انجمن با یک پتوی مندرس و بالش، هتل بوده که بنده خبر ندارم  و نیز با اجازه استاد صندوق آبادی قبل از عید فیش حقوق ایشان را بعنوان مدیر کل یکی از ادارات شهرستان ایلام ملاحظه کردم که حقوق روزانه ایشان بالغ بر70000 تومان بود با توجه به مرخصی که ایشان می گیرند و تشریف می آورند حق ماموریتشان روزانه بر اساس مصوبه 50000 تومان می شود که آنهم با توجه به وضع مالی انجمن اطلاع ندارم وصول می کند یا نه  و دیگران هم همینطور .  و اما آیا سراغ داریم در عصر کنونی همه بنیان فرهنگی کشور و شرایط اجتماعی چه فشار روحی روانی بر استاد امیرخانی این پیر اندیشه و هنر، وارد کردند وای بر حال ما و دوران ما  ....  آیا یادمان هست در واپسین روزها کسانی از همه دلسوزتر کار و زندگی خود را رها کردند و بدنبال وحدتی دوباره چه مرارتها کشیدند. زحمات استادان سلحشور، شیرازی، بختیاری، فلسفی، فلاح، کابلی و دهها بزرگ دیگر از یادمان نرفته. هنرمندی را سراغ دارم که از درون آنها در آن مقطع تمام آغوش خود را برای احیای دوباره انجمن گشود و شاید همین سبب شد که سیبلی شد که دشمن و دوست باهم هر آنچه آبرو و اعتباری داشت دانسته و ندانسته و بحق و ناحق بر باد دادند آیا سراغ داریم بودند کسانی مانند استاد صندوق آبادی و استاد زنوزی که در غربت شبهای سرد زمستان تهران به خاطر انجمن و از بی مکانی شب تا صبح در خیابانهای تهران قدم می زده اند که یخ نزنند  تا صبح شود و پی کار انجمن باشند .آیا این است مسلمانی که بنده و امثالهم بی حساب و کتاب چشم ببندیم و نادیده بگیریم هر آنچه نیکویی دیگران است و بلکه بر بی آبرو کردن دیگران کمر همت بگماریم اینها به این معنی نیست که بنده مشکلی نمی بینم و یا نداریم بلکه حقیقتا از شرایط داخل انجمن بشدت رنجیده خاطر هستم و با جدیتی که در این کار داشته و داریم ایراداتی شدید ابتدا به خودم و سپس بر مدیران سابق و کادر اجرایی دارم که حتما بموقع روایاتی از مواردی مختلف خواهم داشت  و اما کسی که دیکته ننوشته غلط ندارد و زحمات زیاد و خدمات فراوان و بخش پر لیوان را هم باید دید. شرف انسانی ما حکم می کند که درست ببینیم و ارزیابی کنیم و خود را در آن جایگاه مجسم کنیم سپس خدا و انصاف را در نظر گرفته حرف بزنیم و در خاتمه امید دارم و نوید می دهم به فضل خدا انجمن در آینده نزدیک به شرایط خوش و دلخواه خواهد رسید همه در کنار هم به وحدتی دوباره خواهیم رسید.

   یا علی مدد  

مدیر انجمن خوشنویسان ایران

   عارف براتی

 نوشته شده در تاریخ 93/3/16