1- مقـدمه 2– گـزارش های خوشنویسی خاطرات و زبان حال استاد الف- گـزاره های پـیش از محبس(زندان) ب- گـزاره های در زمـان (دوره) زندان ج- گـزاره های بعـد از دوره زندان 3- گـزاره نویسی اقدامی نو و بکر در هنر خوشنویسی

4- ضـرورت ادامه کار گزاره نویسی (در هنر خوشنویسی) محمدصادق حیات بخش مدرس انجمن خوشنویسان ایران 

مقدمه عناوین خوشنویسی برای تحریر و اجراء به گونه سنتی مجموعه گفتار نظم و نثر در قالب ادبیات کلاسیک ایران مطمح نظر خوشنویسان بوده است. چرا که محتوای پربار عرفانی، عاشقانه، (غزل) چکامه، رباعی، دوبیتی و گزیده گفتارها از کتاب مقدس قرآن مجید و سبکهای مختلف ادبی که حاوی مجموعه کلام پر بار نغز است و دارای مضامینی بسیار زیبای تاریخی ، حکمی (فلسفی)اخلاقی، فرهنگی و ادبی می باشد در طول تاریخ خوشنویسی ایران بی وقفه دست مایه کار اجراء خوشنویسی بوده است، به یک تعبیر می توان گفت کار همه بزرگان ادبیات کلاسیک ایران با اجراء و استنساخ (خوشنویسی) از متن سرایش شده و نغز گفتارها کامل می شود . و چنین به نظر می رسد بدون اجرای کار خوشنویسی زیور کلام و گزیده گفتارها در مکان آرایه نمی شد.و ابتر می شود. چرایی آن را باید در محتوای متن جستجو کرد. که شخصیت و شأن کلمات الزاماً با خوشی و زیبایی هر چه تمام تر عناصر خوشنویسی تکمیل می شود. بدینوسیله ارتباط هنر خوشنویسی با متن انتخابی الزاماً باید تحقیقی و تحلیلی و تأویلی باشد . تا حالات هنری در درون خوشنویس جوانه زند.و آنگاه با تلفیق آموزه های خوشنویسی ، آثار هنری بکر بوجود آید. در همه تاریخ خوشنویسی در ایران مشحون از این آثار در قرون متمادی شاهد هستیم، آثار حماسی مانند شاهنامه که از مفاخر هنری ادبیات فارسی است ، در قالب خط نستعلیق معنی و منصه حیات هنری پربار به خود می گیرد . اگر شاهنامه حکیم فرزانه به غیر از خط نستعلیق تحریر شود حق مطلب شاهنامه تماماً و کمالاً ادا نمی شود و به تعبیر دیگر شاهنامه با خط نستعلیق اسطوره کشور فارسی می شود ،و یا بنا به خاصیت تغزلی و اسطوره ای بدون خط نستعلیق غزلیات حافظ ، سعدی ، شمس .... واژگان پرمحتوای آثارشان در مکان قرار نمی گیرد . این ارتباط دیالکتیکی با کلام سست و بی مایه ادبی و یا محاوره ای بی تردید شکل هنر خوشنویسی به خود نمی گیرد. محال است خوشنویس با کلام سست و بی معنی کار هنری ارئه دهد. آیا باید کلمات معتبر ادبی و مذهبی را صرفاً در ادبیات کلاسیک ایران جستجو کرد؟ آیا مفاهیمی غیر از ادبیات کلاسیک دارای محتوای پربار نیست؟آیا کلام تاریخی معاصر که مشمول خاطرات هنرمند خوشنویس است نمی تواند محتوای پر معنی باشد؟ آیا آنچه بر یک خوشنویس در زمان حیات خویش می گذرد در گذران حیات خود نمی تواند نغز گفتار باشد؟ آیا تصویر از یک روز زمستانی که خوشنویس با ریزش برف و بیان زیبا بصورت نثر یا نظم فی البداهه .... که به صورت نغز در خاطرات ادبی بیان می کند نمی تواند دست مایه هنرمند خوشنویس شود؟ و یا خاطرات اجتماعی و عملکرد هنری با خاطرات زیبای هنری که در ذهن ملتی به صورت امانت تاریخی و بیان تصویر شرایط اجتماعی و اقتصادی دوره خوشنویس نمی تواند برای آیندگان مفید و زیبا باشد؟ سئوالاتی از این دست که الزاماً خوشنویس در شرایط جدید و نو قرار می گیرد و ذهن ملتی را بیان می کند. مجموعه سئوالاتی ، که حقیر احساس کردم ، بنا به شرایط اجتماعی اقتصادی تاریخ معاصر خوشنویسی که بصورت مبسوط و زیبا در آثار خوشنویسی استاد عمادالکتاب خوشنویس اواخر دوره قاجار و اوائل دوره پهلوی مشاهده می شود گزاره های جدید و بکر به وجود آورده جای بررسی و تحقیق السویه دارد و این مقاله بررسی هر چند به اختصار و مجمل به گوشه های قابل تعمق این مهم نظر دارد. امید است گامی محکم و آغازی برای تداوم حیاط هر خوشنویسی شود و خود آغاز گر و الهام بخش هنرمند خوشنویس امروزی گردد ، که در آینده بتواند سوژه های نو را در کمپوزسیون های خط در صفحه کاغذ و تلفیق آن با خط نگاره ها با سایه روشن های نقاشی و تلفیق این دو با فضای متن ادبی (شعر و نثر) و یا مضامینی غیر از آثار کلاسیک مانند (شعر نو و هایکرهای متوالی) و نغز گفتارهای کوتاه که فضای تابلوهای مانند خط نقاشی ، خط و شعر ، و یا خط و شعر و نقاشی ، که با کنتراس های رنگی و پوشش دادن فضای سواد و بیاض خط آنچه از درون و جهان هستی موجود است، رازگونه طراحی و نمایش داده شود. این مهم خود عملاً و الزاماً عوالم هنر خوشنویسی را در اقیانوسی از فضای بکر و لایتناهی سوق می دهد. حقیر از یکی از خطوط جلی مرحوم عمادالکتاب را در آثار بیشمار آن بزرگوار تحت عنوان سرایش سعدی (خواجه در ابریشم و ما در گلیم عاقبت ایدل همه ما در گلیم) بعنوان خط نقاشی به گونه سایه روشن های حاصل شده از کشیدگی قلم و ایجاد فضایی نو از نقاشی در دامن خط مشاهده کرده ام که هم از دانایی و بقای هنر و هم از عدم ماندگاری خواجه و ابریشم زربفت او و کشیدگی و عاقبت او مانند کالبد انسان به گل گور شاهد هستیم، این پیام های هنری و تلفیقی زمانی جسته و گریخته از هنرمندان با ذوق در گذشته شاهد بودیم ، اما در زیست جهان امروز این تلفیقات هنری بصورت جدی که نشان از یگانگی و ذوق و حس مشترک بین هنرها است. شاهد و ناظریم ، نگاه کنید به آثار خط و نقاشی و یا نقاشی خط ، و خط نگاره های هنرمندان امروز که در بزرگترین نمایشگاه های جهان نو و بکرترین حرفها از عوالم و رازهای هستی می زنند. بنابراین دیدن هنر خوشنویسی با منظر و دریچه بسته و غیر قابل تغییر و حرکت که متأسفانه از زبان حتی بعضی از هنرمندان غیر خوشنویس ظلم مضاعف به هنر کلاسیک و سنتی ایران است، و هم از ناآگاهی و بی هنری آنها نشأت می گیرد.شاهد هستیم . امید است این ضعف با اجرای کارهای نو و بکر ، در باور و خاطر ملت و مردم زدوده شود و هنر خوشنویسی را با نگاه تازه تر و امیدوارانه تر بنگرند. چرا که هنر مادر و کلاسیک خوشنویسی پتانسیل فراوان برای بیان تمنیات و اجرا دارد. 2- گزارش های خوشنویسی خاطرات و زبان حال استاد : گزاره های خوشنویسی به غیر از آثار ماندگار کتابتی عمادالکتاب که خوشبختانه به اهتمام انجمن خوشنویسان ایران و ایضاً به توسط بعضی از اساتید که به صورت تذکره آثار و احوال مرحوم عمادالکتاب شاهد هستیم . می توان به سه دوره تقسیم کرد. الف) دوره پیش از زندان ب) دوره ایام (زمان) زندان ج)دوره بعد از زندان در بررسی دوره ها می توان به دیدگاه ها و تمنیات و تفکر استاد هنرمند، تعمق و تحقیق و تفحص کرد.چگونگی شکل گیری ، پرورش و حس هنری و دغدغه های آن بزرگوار پی برد، حس و ذوق و دغدغه هایی که از عوالم انسانی سرچشمه می گیرد، و آنگاه آن مضامین را با قالب خط نستعلیق و غالباً به صورت سیاه مشق های اقتراهی و غیر اقتراهی، و یا سیاه مشق های درهم و نامنظم که در انتها به نظم خارق العاده و اعجاب انگیز می رسد شاهدیم. بدینوسیله به متن و یا متون نظم و نثرهای آثار استاد بهتر و بیشتر دو دوره های مختلف بررسی می کنیم. الف- دوره پیش از زندان: تمنیات درونی استاد را در این دوره که عمدتاً از فرهنگ خودی مانند غزلیات سعدی و حافظ و یا گلستان سعدی ، و حتی مشق کردن از سوی اساتید پیش کسوت چون سفرنامه خراسان میرزای کلهر و ایذاً سیاه مشقهایی با قلم مشقی سه دانگ از روی مشق میرعماد مبین پیامهای قابل توجه جهت تحلیل دارد.

1- تمام مشق ها و سیاه مشق ها از قلم یک دانگ کتابتی تا سه دانگ مشقی تحریر شده که نشان دهنده مرکز قلم استاد را عرضه می دارد، میدان و مرکز اقلام تحریر عمادالکتاب که با جرأت می توان گفت همه نوشته های استاد مشقی بوده و آنگاه از قلم مشقی به کتابت رسیده است ، که خود از ویژگی های بزرگ همه اساتید بزرگ و هنرمندان تاریخ خوشنویسی ایران بوده است این ویژگی را مرحوم میرزا کلهر و استاد ارشد انجمن خوشنویسان مرحوم سید حسین میرخانی هم دارا بودند . در بررسی این مولفه می توان ، نتیجه گرفت که استادی چون عمادالکتاب به اصل خط و خوشنویسی توجه دارد اصل خط را در کتابت و در درجه دوم اهمیت در اقلام مشقی می توان یافت ، اقلام جلی نتیجه کار کتابتی و فرع خط است ، اهتمام و دغدغه مشارالیه و حفظ و رویکرد به اصل قلم که همانا کتابت است . بود.

2- محتوای مشق ها که جملگی از آثار کلاسیک ادبیات فارسی نغز گفتارهای سعدی و ابیاتی از غزلیات حافظ و اساساً شعرای متقدم که از اصول کلاسیک شعر فارسی پیروی می کردند دیده می شود، او در این دوره هوشمندانه به رموز مکتب کلهر بمثابه نستعلیق نویسی زمانه خود ، پی برد، عمادالکتاب پی گیر و شاگرد راستین میرزای کلهر است. شاید او جزء اولین کسانی است که مکتب کلهر را درک کرد همو بود، که دریافت برش های خط کلهر ساخته و پرداخته شده چاپ سنگی ، و تمام نواقص شاکله خط و مفردات و سطرهای تحریری و دیوانی که در خط میّسر بود.اصلاح و تغییر داد. او مانند میرزای کلهر دریافت خط نستعلیق چه از نظر شکل مفردات و چه از نظر زیباشناسی متعلق به خط زمانه این تغییرات، الزامی و اجباری است . بنابراین برش های ساخته شده مکتب کلهر را پروریده و آنگاه به بهترین وجه به زیور کلام در می آورد. در این دوره می بینیم استاد از مشق کردن مشق های کتابتی بجامانده و کارهایی از آثار کلهر (مانند سفرنامه خراسان) غافل نبوده است، موضوعی که حتی امروز همه خوشنویسان به این امر خطیر باید توجه داشته باشند که باید گردش قلم ، و برش های خط کلهر را با مشق کردن از آثار آن بزرگوار بیاموزند و بدست آورند.

3- استاد در این دوره ضمن مشّاقی از تدریس شاگردان خواص بی توجه نبوده است. و علاوه سفارشات خطاطی جهت ارتزاق و گذران زندگی می پذیرفت، مانند تحریر قباله نکاح رضا قلی میرزا و ...... که همگی در کتاب مخزن الانشاء به قلم استاد جمع آوری شده است. و علاوه آثار کتابتی مانند اوصاف الاشراف خواجه نصیر طوسی و گلستان سعدی .... و تحریر قرآن مجید به خط نسخ از آثار این دوره است. ب- در ایام (دوره) زندان: آثار ایام زندان عمادالکتاب که به جرأت می توان گفت از آثار متنوع از احساسات پاک او سرچشمه می گیرد . جایی از گزارشات بسیار زیبا که نشان دهنده تمنیات و آرزوهای اوست ، می توانیم در بندها و قطعات سیاه مشق ، یا کتابت دیوانی و چلیپائی جستجو کنیم. و هم آوائی او با سرایندگان شعرای کلاسیک ایران مانند نظامی ، سعدی، حافظ و مولانا به زیور اقلام خوشنویسی آورده است. بدینوسیله حقیر در حد بضاعت خود این قطعات را هر چند موجز مورد بررسی قرار می دهیم.. 1- قطعاتی از گلستان ، بوستان و غزلیات سعدی شاعر کشور فارسی ایران ، بصورت سیاه مشق های سطری ، قطعه ای چلیپائی که در جای جای آن آرزوی استکتاب دوباره همه آثار آن شاعر توانا را در سر می پروراند. گاه حکایت جامع لبلیک و یا طایفه دزدان عرب .............. و یا از نادانان .............. حاضر یافته که صدالبته در عالم صورت که اگر تربیت انسانی و معنوی در آنها حضور نداشته باشد به عالم ستوران مانندترند.را با احساسات خود هم آواز می بیند که دریغا از جوی دانایی و تربیت ، و همه آنها را علی السویه و یا بصورت هایی همآواز می شود. با مفاخر دیگر ادبیات فارسی مانند نظامی یا مولانا و حافظ بصورت تلفیق شده با اقلام کتابتی و یا مشقی چنان به زیور تکرار مکررات با فرم سیاه مشق اجرا می کند که انسان از تماشای دیدار آن سیر نمی شود. قطعاتی دیگر از ابیاتی از لیلی و مجنون و یا بیتی از مولانا که استاد با قلم کتابتی بصورت سیاه مشق و تودر تو و سنخیت یافته و نزدیک تفکر نظامی و مولانا را در صفحه تحریر کرده و با کرسی های بسیار محکم و زیبا و آموزنده که نشان دهنده ارتباط عاطفی و حس مشترک با مفاخر و سرایندگان ادبیات کلاسیک فارسی دارد و کلام آنها بصورت سیاه مسق های دیوانی (سطری،چلیپائی) بیان می کند. به علاوه در این ایام سیاه مشق های اتودی با قلم قطعه ای سه دانگ و نیم از سفرنامه خراسان که هر از چندگاه از استاد بی واسطه خود میرزای کلهر مشق می کند . که سیره همه خوشنویسان است که در هر شرایط و هر زمان باید از مشاقی خط استاد خود غافل نشوند. 2- اما مهم ترین و قابل توجه ترین بخش این ایام گزاره های ایام زندان است که استاد عمدتاً با قلم مشقی و کتابت جلی با زیور کلام آغاز می شود. در تحلیل تحریرات استاد به موارد گوناگون مواجه می شویم که حاکی از اوضاع اجتماعی و سیاسی تاریخ استبدادی زمان قاجار را با زیباترین و ملموس ترین گزاره ها بیان می کند . که بیانگر ژرفای فاجعه جامعه استبداد زده ایران را دارد. استاد در این گزاره ها به عواملی که سبب استبداد جرار می شوداشاره می کند. که عمدتاً جهات ، و بی فرهنگی و الکنی فرهنگ استبدادی را با بیانی کلماتی چون ظلمکده ، بیت الخلأ ماتمکده،و واژگانی چون استنطاق بازجوها زندان قجری ، که بیانگر روزان و شبان سیاه کشور استبدادی همراه با فرهنگ بشدت منفور و اعتقاد زندانبانان از اجرای عوامل و اوامر سرگردگان خود با چشمان و دلهای سیاه سنگ شده و جاهل با خط بسیار زیبای نستعلیق گزارش می دهد. که خواننده و بیننده در زمان خود، استبداد سیاه را با پوست و استخوان و گوشت خود احساس و لمس می کند . سخنان و نوشته هایی برخاسته از دل که آنجا می گوید، امان از جهالت و بی علمی که ما را (بخوانید فرزندان آگاه وطن) را بهلاکت و بدبختی سوق می دهد. با ظلم و استنطاق ظالمانه بازجوی بی فرهنگ که در تقابل با دانایان با تن ضعیف و چشمان کم سو به بهترین وجه انتقال می دهد گزاره ئی که اگر آن را با خطوط عادی و حتی چاپی تحریر شود چنین اثر گزار نمی شود. استاد با هنرنمائی خود و با خط زیبای نستعلیق چنان وصف حال زندان استبداد را گزارش می کند و چنان برگ زرین بر جای می گذارد که خود گنجینه ای از فرهنگ ضد استبدادی در همه تاریخ ایران فراهم می کند. چونان سرودی ملی و ماندنی و زیبا احساس وطن پرستانه را اجباراً و الزاماً در همه تاریخ این خاک بیدار باقی می گزارد که با گذشت ایام نه تنها کوچکترین خلل در آن ایجاد نمی شود بلکه همیشه زنده و پویا و دینامیک باقی می ماند. 3- گزارشات دیگر این ایام که برای حقیر بسیار جالب است ، استاد احساسات خود و هنرمندان و سرایندگان فرهنگ خودی را با فرهنگ و نویسندگان دیگر ملل با احساسات و بیان فرهنگ خود همسو و همسان می بیند. همو می نویسد، تولستوی حکیم اندیشمند روسی برای معالجه سوسیالیسم دوای آسانی پیدا کرده است . می گوید خوب باشیم و وجدان را دوست بداریم و با جریان طبیعی و حسن اخلاق یکروز این بدبختی ها و مذلت انسانها را از روی زمین برداریم ، اتوپیا، آمال و آرزوی استاد مانند همه هنرمندان راستین عرصه گیتی چون تولستوی در جستجوی کاهش رنج و آلام بشریت است . این گزاره های زیبا تنها در لباس زیبای هنر برای بشریت باقی می ماند. آیا به غیر از ابزار هنر ابزاری وجود دارد که احساسات ، انتزاعیات زیبای انسان را منتقل کند؟ تلفیق زیبای بیان هنری نثر و نظم با خط زیبای نستعلیق رابطه ای انسانی و ماندنی برقرار می کند و درک ماندنی و خاطره انگیز برای تاریخ بر جای می گزارد. 4- قطعات سیاه مشقی عمدتاً در اقلام یک تا دو دانگ بصورت گزارش گونه از مناجات و ارتباط معنوی استاد در زندان با حضرت حق تعالی خواندنی است.حمد و بی حد و شکر خدای را که بزرگی و کبریائی او از از حد بیرون است هر آلایشی منزه، همو می نویسد از آیه مبارکه توحید (لم یلد و لم یولد) چنانکه تحلیل می کند، تا بتواند در اسفناکترین و سیاهترین روزهای محبس استبدادی را با نور ارتباط قلبی با حضرت حق روشن نگهدارد.و آنگاه تکرار مکررات قلم (سیاه مشق) یا تکرار دعاهایی چون رخسار عروس دلارای صفحه را به نیکوترین صورتی آرایه سزاوار جمال جمیل حضرت ذوالجلالیت او که هفت آسمان روشنائی را در حریم صنعتش شاهدیست بی بدیل و هر هفت کَرده از ماه و مهرش مبین طلا در پیشانی و شرف آفتابش در سر و بدر آفتاب نو ظهورش می جوید. تا بدینسان استاد سیاهی ظلمتکده زندان حقیر استبداد را بسُخره گیرد. و دل و جان خود و همه تاریخ را با زیور و زر مرقومات خود به یادگار گزارد. 5- گزارشی دیگر از استاد که ضمن مناجات و شکر دادار بی همتا از مرحمت و لطف عشقی که به جانش هدیه کرده خیال آتش عشق را در دل عمارت می کند. که از صفا و مقاومت آن ، روح آزرده خود را صیقل می زند و آبدیده می کند. تا بتواند حبس و شکنجه استبداد اداره نظمیه را تحمل کند. و آنگاه روح بزرگ و بزرگتر خود در قلم نستعلیق به زیباترین وجه بیان کند. استاد قلم را شمشیر می کند و با زیباترین گزارش ها استبداد سیاه را به مهمیز می کشد. این گونه گزارشات و اقدامات در تاریخ هنر خوشنویسی ایران، بکر و نوآور است. 6- گزارشی دیگر از استاد در این ایام می بینیم که نامه مولا علی(ع)به مالک اشتر نخعی شخصی در خصوص رعایت عدل و آزادی و برخورد مدارا و رفق آمیز با مردم در دیار مصر در باب حکومت داری و در کسوت فرمانداری با قلم یک و نیم دانگ کتابتی با فرم سیاه مشق دیوانی که حاکی از تمنیات آن بزرگوار در مسائل و مباحث سیاسی دارد. چنانکه یکی از دلایلی که عمادالکتاب وارد مسایل سیاسی کشور خود بعد از جریان انقلاب مشروطیت در ایران می شود خواستار استقرار حاکمیت قانون و انتقال تمرکز قدرت قدرتمندان و شاهان قاجار به قوای سه گانه بود که استاد مانند همه مشروطه خواهان راستین خواستار استقرار واقعی آن در کشور هست. 7-در دوره زندان استاد تحریرات هنرمندانه بسیار از سروده های خود که بصورت سیاه مشق های مقروه و غیر مقروه که نشان از طبع لطیف و وقاد آن عزیز است در قطعاتی از فراق عشق به وطن که در سیاهی های زندان تحت عنوان وطنیه سروده است. نشان از احساس عشق پاک وطن پرستانه آن بزرگوار و تنفر از ظلالت استبداد و مستبدین است که وطنش را به سراشیب فاجعه سقوط ملک و ملت کشاندند، تلفیقی زیبا در شعر و خوشنویسی که هر دو از یک احساس هنرمندانه و انسانی سرچشمه می گیرد آثاری چنان قابل تعمق سروده است . و طشت رسوائی استبداد سیاه قجری را از بام به آفتاب افکند. از عشق وطن... می سراید . از این سیاهچال زندان – کالحق باشد محل یاس و حرمان – پیوسته به ابناء وطن می گویم عشق وطن است کسی را ایمان یا عشق وطن است هر کسی را ایمان .... همو می نویسد. از عشق وطن دیده و دل خون شدنی بود- آن به که ز فتوای تو شد چون شدنی بود......هرگز نزدی نغمه بیداد و مخالف گه ناله عشاق همایون شدنی بود ..... و یا بگذاشت به بیگانه سرای جم و سیروس زان ره که خود از دایره بیرون شدنی بود.....و لیک فضلّ و و هنر تا نماندم مجهول- ز کلک خویش مزد خواست هر چه بادا باد بویژه در بر آن مهتری که از ره فضل – ستوده جایگاه داریوش و تخت قباد ..... و بلااخره می گوید. عماد از بن زندان سرود این جامه – که یادگار بماند بنزد آن استاد .... و شحبه در مجلس ما شیشه و ساغر شکند-کیست کو را به مکافات عمل سر شکند؟ 8- در مطلع این نوشتار آمده است. تلفیق احساسات و بیان حس مشترک هنرمندان یکی از بهترین بیان شکل هنری می شود. یکی از کارهای بسیار سترگ عمادالکتاب در گزارش های خود بصورت اقلام کتابتی و قطعه ای با فرم سیاه مشق تحریر می کند. این حس مشترک است. آنجا که می گوید لطف خداوندی ای بدیع شمایل، یار من و شمع جمع و میر قبایل شیخ سعدی همراه شرح حالی از محبس می گوید پروردگارا خود بصیری همان اشخاصی که بجهت نداشتن راستی و حقیقت من بیچاره را گرفتار حبس و شکنجه اداره نظمیه کردند، و در محبس کار را بجایی رساندند که من حقیر فقیر را در کمال عسرت و بدبختی و پریشانی، به مافوق رساندند، و کل دارائیم که جهار قران بیشتر نیست به کمال افلاس کشاندند. تو گواهی که حال ضعیفم چه خواهد شد. و دستگیرم نما تا بجایی رسم. استاد مانند شیخ سعدی که مراد اوست تنها معتقد به لطف خداوندی است. و درد تاریخی سرزمین ما را که هیچ کسی جز حضرت احدیت دست هنرمندان را نمی گیرد و مورد منقبت مرحمت و نواخته نمی شوند. بازگو می کند این معظل تاریخی کم و بیش به زبانهای مختلف و سبکهای مختلف ادبی از طنز گرفته تا زبان فاخر ادبی و حکمی بیان شده است.(دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت-دایماً یکسان بنا شد حال دوران غم مخور ، چنانچه در قطعات کتابتی دیگر با فرم سیاه مشق به اعتقاد و خواسته خود می رسد بعد از مدتی حقوقی که از دربار می رسد شکرگزار می شود. امروز خبر وصول حقوق درباری رسید و خوشحال شدم، خدایا آنکس که کوشش و سعی کرده و آن را بحیطه وصول درآورده اجر جزیل عطا و خواستار عزت و سعادت او در دنیا و آخرت شده است. همین حس مشترک را با شعرا و اندیشمندان دیگر چون نظامی گنجوی در قطعات سیاه مشق با ناصرخسرو و نشاط اصفهانی حس و زبان حال خود می یابد و ... صفحه ای را به زیور کلام نفش قلم می کند همو می گوید روزی دو در این رحیلخانه می باید ساخت چنانکه رفیقی از رفقایش بنام میرزا عبدالحسین خان مستخلص شد.امید و انتظار سایرین و ایذاً خود می ماند. زبان حال نشاط اصفهانی را که با درون خود هم آواز می بیند که می گوید ، جز عشق که اشرف بود و جمله کمالات دیگر به کمالی نتوان کرد مباهات هرگز دل موری مخراش ار بخراشی باید به کف آری سپر تیغ مکافات و چه بسیار نزدیک با حس و حال ناصر خسرو که می گوید دلنوازی زنجیری کوی عشقبازی .... فریاد طبال آهنین کوس رهیان افسوس جادوی نهفته دیو پیدا.... این احساس مشترک شعری و تلفیق آن با هنر تجسمی نستعلیق و با قلم فاخر استاد و احساس مشترک حاکی از ماندگاری عشق و بالندگی حیات بقا و جاودانه که در اکسیر عشق یافتند در تقابل با حیات فنا و زوال پذیر زندگی روزمره و تهی از عشق که گهی مور و لشکر موران را بیازاری و آئینه مکافات و عبرت آن در زندگی بشر می شود و گهی آه درویش فرهیخته ای را به عرش رسانی ، تا در انتظار تیر مکافات و انتقام طبیعت او باشی..... 9- در فرازی دیگر که از سیاه مشق های ایام محبس مناجاتی است که استاد با انشاء خود که از نثر وزین و فخیم استوار است با قلم کتابت در صفحه ای بسیار زیبا و فریبا که الحق قلم هنری کتابت را به عینه شاهد هستیم با برش های بسیار به اندازه و فتان که در حقیقت اثبات هر قلم کتابتی است این گزاره مناجاتی در حقیقت از مکنونات قلبی استاد . با تمام وجود و عشق و علاقه تحریر می کند. همو می گوید ملکا ما را از دام هوا رهایی و براه هدی رهنمایی کن همه به غفلت خفته ایم و بحیرت آشفته بکرامت مددی فرست به عنایت نظری فرمای که کاری از دست رفته داریم و پائی در گل فرومانده مدت عمر عزیز منقضی شد.... در فرازی دیگر می نویسد از عمر بر باد رفته ! که صد البته عین اثبات پر باری عمر استاد است. علی ایحال در فراق یار سوخته و توفیق خدمت به خلق خدا را دو یا چند یا صدباره آرزومند است. سپاس و ستایش ترا در خور است که مشت خاک را جان پاک دادی گوهر دل در پیکر کل نهادی خرد را در عالم جان مالک امر و فرمان کردی دانش را در ملک خرد مطاع و مبسوط الید داشتی پس توانائی مرتب نمودی که پنجه دانش قوی کند و احکام خود بامضا رساند تا حدود حواس و قوی از هجوم هوس محفوظ ماند و خانه دل از تعرض بیگانه محروس ماند خانه دل زیبایی های درون آدمی که از پلشتی ها و آفات زندگی مادی که با اکسیر عشق و استعناء تهی و تزکیه شود ، بی اختیار دل در گرو حق بسته و بسوی او رهسپار می شود، وجودشان چون شمع محفل می شود و از نور دانش و هنر و زیبایی او خلق بهره می برند و در آسایش می شوند. چنانکه گفتیم این انتزاعیات منزه و منور در خط و خوشنویسی که هنری صد در صد انتزاعی است، معلوم و مشهود می شود.و اینهمه را از لطف لایزالی می داند، تلاش در راه تحقیق و خلق زیباییها را بی اجر و مزد و منت بجان می خرد و در تلاش و خلاقیتی دیگر بی تاب و عطشناک است. خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش = بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر. و در فراق یار وقار ، برای وصال قماری دیگر برپا می کند. جسم و جان خود را به آتش می کشد. تا گوهر دل رسم وفاداری و عشقبازی را بیادگار باقی بگذارد که فناپذیر نیست. 10- یکی از آرزوهای بزرگ استاد عمادالکتاب کم بهاء شمردن زخارف دنیوی است که اکثر تحریرات خوشنویسی شده استاد با تلفیقی از سروده های بزرگان ادبیات کلاسیک ایران مانند حافظ، فردوسی ، سعدی و نظامی و شعرای سترگ معاصر مانند ادیب پیشاوری سیاه مشق های عدیده دارد، که ناشی از حسی مشترک و درک یکسان و عمیق آنها از فلسفه حیات و زندگی است ، که از مشی طریقت عرفانی که ریشه چند هزار ساله تاریخ اندیشگی و فرهنگ ایران زمین است دارد ، عرفان ایرانی در دوره های مختلف تاریخ حیات اجتماعی و فرهنگی ایران بصورت گوناگون پای به میدان نهاد ، گاهی به صورت عرفان عصیان ، گاهی به صورت تصوف زاهدانه که روش تقیه آن را آمیخته با شریعت می کردند، و زمانی به صورت نهضت های ناسیونالیستی مانند نهضت اخوان الصفا ، که ریشه در نهضت ایران خواهی شعوبی دارد. و در عصر دیگر با تأسیس انجمن حکمت و فلسفه و گاهی بگونه علم گرایی و نهضت های هنری ، و تأویل و تفسیر متون کتاب آسمانی ..... که ریشه همه این تفکرات آبشخور فرهنگ مهر پرستی (نور) و حکمت خسروانی است. بنابراین ایرانیان بعد از قرون سوم و چهارم هجری که عصر رونق حکمت و فلسفه بود، توانستند مشی سنت فلسفی را در ایران جاری کنند فیلسوفانی چون فارابی – ابوالحسن عامری- سیبویه حکیم-ابوعلی سینا درک عمیق از متون دینی و دنیایی و برداشت عقلانی از منش و روش آنها داشتند. متأسفانه بعد از قرون سوم و چهارم کم کم گسست فلسفی و حکمت در ایران پیدا شد که متعاقباً ایرانیان برای جبران این گسست تاریخی به گونه های متفاوت به عرفان عصیان و اعتراض روی آوردند. و اندیشه های ماندگار در تاریخ دست یازیدند. شخصیت هایی چون حلاج- ابوالحسن خرقانی – سنایی- حافظ- مولوی – فردوسی .... ، محصول عصر فلسفی و اعتلای اندیشه اشرافی و طریقتی بودند. هر چند در این کارزار اندیشه و شکست تفکر ایرانشهری با تأویل سنت فلسفی در ایران به فراموشی سوق داده شد. اما گفتیم ایرانیان توانستند طریقت معرفت اندیش را که ریشه در حکمت خسروانی پیش از اسلام دارد. با روش حکمت نور و اشراق سهرودی بعد از اسلام دایر کرده و با تکیه بر تفکر نو افلاطونی و تحول بزرگ در متون مذهبی بوجود آوردند. و بعلاوه با تبحر در فلسفه اندیشه اعتزالی در مذهب که علت العلل و چرایی تفسیر آن را بتوانند بازگو کنند. بدین منوال اندیشمندان ایران زمین آرای افلاطون و اندیشه اشراقی را در مذهب تشیع جاری ساخته و روش طریقت در معرفت دینی را بوجود آورند، هر چند چنانکه گفته شد، گسست اندیشه فلسفی در دوره هایی از تاریخ انحراف در روش حاصل شد و نتیجه آن شد که تصوف تقیه و زاهدانه و بی عاری آن خردستیزی و اندیشه سوزی برای ملت به ارمغان آورده شد. که خود موجد عملکرد و روش سلاطین و شاهان مستبد در سرزمین ما شده که در آن کوچکترین تفکر عقلانی و چرائی یافت نمی شود و سنت استبدادی را در ایران پدید آوردند . اما در تقابل و تعامل با این روش مستبدانه منش طریقت قرار داشت و در این سیر تاریخی گاهی به جنگ طریقت در پناه شریعت با منطق ارسطویی کشیده می شد.که مجموعه این احوالات هنر و شعر کلاسیک ایران در خط مقدم مبارزه دستاورد های عظیم فرهنگی و تمدنی برای میهنمان حاصل گشت و کشوری به نام فارسی بوجود آورد. سترگی این فرهنگ چنان استوار است که به تعبیر حکیم فرزانه از باد و باران زمانه نیابد خلل، خیل بزرگ هنرمندان چه در حوزه شعر و چه در حوزه هنرهای تجسمی ، شامل نقاشی ، موسیقی ، خوشنویسی ، معماری و حتی در هنرهای دستی مانند ،، قلابدوزی – گلابتون ، خاتم کاری ، قالیبافی و .... احساسات هنرمندانه خود را در فن ادغام و آمیخته کرده و بدینوسیله صنعت مستظرفه خود را به هنر ماندگار تبدیل می کردند و مکاتب عدیده در قرون متمادی بوجود می آوردند. که دستاوردهای آن را فرهنگ تمدن و هنرهای ایران می نامند که حین بزرگی و سترگی آن با پشتوانه اندیشگی ایرانی احساس مشترک برای هنرمندان آن به ارمغان می آورد. میر عماد در عصر صفوی چنان در قلم خوشنویسی اعجاز می کند ، که میرک، عباسی، و بهزاد در مینیاتور در مکتب اصفهان است محتشم کاشانی در مدح مظلومانه واقعه کربلا چنان تحول در مکتب مرثیه سرایی ایجاد می کند، که هاتف در ترجیع بند ، و صائب و دهلوی در قصیده در سبک هندی این پشتوانه فرهنگی قدمت چند هزار ساله بلادرنگ در سرزمین ما ادامه دارد. و شخصیت هایی چون عمادالکتاب میراث دار این فرهنگ است، که در هنر کلاسیک خوشنویسی به اوج قله می رسد، مانند اسلاف خود به مقام فرهی نائل می گردد. و چون خورشید ماننده و مشهور و نه تنها اثرگذار بلکه ایجاد کننده فرهنگ می شود، در آن اوج هم در فرهنگ شفاهی مانند هنرهای شنیداری چون موسیقی ، نقاشی ...و هم در هنرهای تجسمی و شعری به مقامی می رسند که – بلهجه حافظ – گشته ام در جهان و آخر و کار – به مقامی رسیده ام که مپرس این خاصیت هنرهای کلاسیک ایران است، در اوج خود بیننده ، شنونده، و محقق را به هر شکلی که بخواهند در بر گرفته و راهنما می شوند و هنرشان در تاریخ و زمان سیاله می گردند، نگاه کنید به غزلیات حافظ، سعدی .... خط میر و عمادالکتاب ... خود اقیانوسی می شوند و شمع وجودشان مراد و راهنمای هر ایرانی و حتی بشریت و جهانی می گردند و فهم و هنرشان پشتوانه سترگ فرزندان این خاک ، اگر امروز هنرمندان ایرانی در بی ناوال های جهانی گوی سبقت از همه هنرمندان دنیا می ربایند با این پشتوانه ها می آغازند. و جای هیچ گونه تعجّب و شگرفی نیست. 11- شرح مکرر از اوضاع زندان و دستگیری که مرحوم عمادالکتاب واقعه دستگیری خود و دوستان خود روز و حتی ساعت دستگیری و و چگونگی و حبس آنها ، و مدت زندانی شدن خود و یاران و شرح حبس با دقت و ظرافت زیاد و بدون محاکمه خود و حتی محاکمه خودسرانه و تیرباران کردن آنها در بین راه تبعید ، و بالاخره مظالم عدیده با اشکال مختلف در کمال عسرت و فقر به جرم وطن پرستی در دستگاه استبدادی حکومت قجری و مقاومت عناصر استبداد در مقابل مشروطه خواهان خود شرح بیان تاریخی است ، که در بسیاری از مواقع با تک بیت و مصراعها از شعرا و حتی فیلسوفان عهد خود، با بهترین شکل و فرم سیاه مشق چنان متن سازی و تاریخ سازی می کند. و این امر را در مواقع مختلف با اقلام مختلف مشقی و کتابتی اسناد بسیار فاخر تاریخی و تعمق برانگیز بر جای می گذارد ، که انسان براحتی نمی تواند از آنهمه سلیقه و ذوق هنری با تلفیق از واقعیت های موجود در جامعه توسعه نیافته و ابتدایی بگذرد و آنهمه بی تفاوت باشد، این میراث گرانبها چه از نظر محتوای تاریخی که از هزاران نکته تاریخی با ایماء و اشاره ، و استعاره و تشبیهات مظالم زندان و سیاهچاله های آن به گلخن های دوزخی ، تنها فقط به جرم انسان بودن و آزاد زیستن ، تلفیقی هنری و تاریخی و ادبی با قلم جادوئی استاد قابل تقدیر ، و تعمق و بررسی چند باره را دارد. این اعتراض هنری برای خوشنویسان امروز تعهد هنری ایجاد می کند و راههای مختلف و متفاوت برای پروریدن قلم خوشنویسی را به ارمغان می آورد. اقدام عمادالکتاب در هر صورت که بنگریم اقدامی بکر و نوآورانه است. و ورود قلم خوشنویسی به ابعاد زندگی اجتماعی عنصر ایرانی است. که نشان داده می شود قلم خوشنویسی نه فقط در حد تبلیغات و استفاده محاوره است و نه بصورت هنر سمبلیک صرف که تنها احساسات هنرمندانه و با ظرفیت کار قلم زنی را انتقال دهد. ج- بعد از دوره زندان: بعد از استخلاص از زندان ، زندگی نسبتاً آرام در طول عمر استاد فراهم شده است در این دوره با آرامش نسبی بعد از گذراندن طوفان حوادث زندگی از دوره کودکی و جوانی به میانسالی کارهای ناتمام خوشنویسی خود می توان گفت کارهای بس بزرگ استاد جزء تعهد هنری خود می دانست البته با عشق و مشقت زیاد انجام می داد، دوره بعد از ایام زندان مصادف با حکومت پهلوی اول است. استاد حین تأسیس کلاس خوشنویسی و تعلیم جوانان مستعد این مملکت ، همزمان به شغل منشی گری و فرمان نگاری مجلس شورای آن زمان مشغول و منصوب می شود ، و از اوقات ذیقیمت خود، به کتابت شاهنامه بهادری مشغول می شود ، او کل ابیات شاهنامه که مشمول بر شصت هزار بیت است در این دوران کتابت کرده و به زیور چاپ در آورده است، در این دوره استاد کتابچه تعلیم خوشنویسی نستعلیق و شکسته نستعلیق که مشتمل بر سی و شش مجلد بود برای نوآموزان و دانش آموزان در مدارس با تحمل رنج سفر به اروپا توانسته به زیور چاپ درآورد و در دسترس دانش آموزان و هنرآموزان خط قرار دهد و در این راه از هیچ کوششی فروگزار کرد. و بدین سان انقلاب بزرگی در آموزش خط نستعلیق و شکسته نستعلیق بوجود آورده است فرهیختگان و دانش آموختگان تا حدود قابل قبول می توانستند زیبا بنویسند و آنهایی که عشق بکار خوشنویسی داشتند . کار را ادامه داده و در رشته خوشنویسی به مراجع بالا جهت تخصص بیشتر اقدام کنند. برای بررسی بیشتر به اقدامات استاد بعد از محبس تحلیل بیشتر انجام می دهیم. 1- روش آموزش برقراری کلاس تعلیم خوشنویسی : یکی از آرزوهای بزرگ استاد تعلیم خوشنویسی نستعلیق و شکسته نستعلیق بوده که موفق شده است اساتید بزرگی چون استاد علی اکبر کاوه، استاد جواد شریفی – استاد علی منظوری- استاد حسن زرین خط – استاد نوذری...... که بعضاً از بنیان گذاران استوار انجمن خوشنویسان ایران در سال یکهزار و سیصد و بیست و نه بودند. که هر کدام از این استادان خود صدها هنرجوی خوشنویسی تعلیم و به عرصه رساندند. که به استادان کلاسیک هنر خوشنویسی معروفند. بعلاوه با انتشار مجلدات آداب المشق در سطوح مختلف آموزشی استاد توانسته این کتب را با رایزنی با وزارت فرهنگ و انطباعات آن زمان خط و خوشنویسی را برای دانش آموزان مدارس جزء مواد درسی به حساب آورند که دانش آموزان بصورت جدی و الزام آور جهت خوش خطی خود و درس خوشنویسی مدرسه اقدام عاجل نمایند؛ در غیر اینصورت آموزش مدارج تحصیلش ابتر و ناقص می شود. معلمان خوشنویسی عمدتاً معلمانی بودند که خود دوره های تعلیم خوشنویسی را دیده اند و بعنوان معلم اثرگزار برای تعلیم دانش آموزان اثرگزار بودند. نکته ای که اکنون انجمن خوشنویسان ایران و اعضای شورایعالی سیاسگذاری انجمن باید و الزاماً با رایزنی های خود با وزارت خانه های آموزش و پرورش و وزارت ارشاد ، جهت تعیین چارت آموزشی ، برای آموزش خوشنویسی نوآموزان مدارس اقدام عاجل و فوری انجام دهند، متأسفانه امروزه هیچگونه اقدامی جهت پی گیری مسئله خوش نویسی و خوش خطی در مدارس انجام نمی گیرد و ساعت خط و خوشنویسی ساعتی تفریح و تفرج از سر بی توجهی تشکیلات آموزش پرورش است ، نتیجه آن میشود. که نوآموز از ابتدا نمی آموزد که قلم را در دست چگونه بگیرد تا بتواند خط فارسی را در سطر و خط زمینه بنویسد ، بنابراین درد بدخطی از ابتدای آموزندگی آغاز می شود، و این درد تا پایان مدارج تحصیلی همراه تحصیل کردگان ما باقی می ماند . تجربه حقیر بعنوان مدرس انجمن خوشنویسان ایران شاگردان فراوانی در سمت های مختلف اداری و قضایی مانند وکلا، رؤسای ادارات ، معلمان و حتی اساتید دانشگاه داشته ام و برای درمان درد بدخطی مراجعه کردند، و اینجانب بنا به وظیفه برای آموزش از ابتدا طرز قلم گیری را آنهم در سن سی چهل سالگی به نوآموز آموزش می دادم. چرا که اساساً خطوط ارائه شده اصلاً قابل خواندن نیست و اکثراً شکل و اجرای حروف کلمات طوری نوشته می شود که از نظر املائی غلط است. که باعث شرمساری نویسنده می شود..... شکل آموزش استاد عمادالکتاب ، تعیین نقطه بعنوان اساس الخط ، یعنی برای تعیین ، کرسی، زاویه قلم، و اندازه برش مفردات تعیین فواصل مفردات در سطر و بالااخره ، اندازه گیری حروف با معیار نقطه ها و آموزش آن به هنر جریان است – استاد مراحل آموزندگی را با اجرای سطر مصراع و ابیات کلاسیک ایران علیرغم شکل آموزشی سنتی که خوشبختانه بعد از مکتب کلهر باب شده بود به هنرجویان آموزش می داد و فی المثل استاد مانند گذشتگان از اجرای الفباء برای آموزش شروع نمی کرد. بلکه با اجرای سطر اقدام می کرد. خوشبختانه این روش نیکو در آموزش اکنون در انجمن خوشنویسان عملی می شود. 2- پختگی کامل مرکز قلم: احراز و حفظ مرکز قلم – از قلم مشقی تا کتابت است . استاد عمادالکتاب با علم به اینکه هنر خوشنویسی باید از قلم مشق خط و خوشنویسی را آغاز کند. و قلم مشقی عمدتاً از دو دانگ قلم آغاز و تا به چهار دانگ می رسد. این میدان قلم مشقی است که آموزش خوشنویس باید طی مراحلی گوناگون و ادامه راه به پختگی کامل می رسد. آنگاه باید از قلم مشقی خوشنویس به قلم کتابت برسد. قلم کتابت اصل ماجرای خوشنویسی است – هدف از اجرای قلم مشقی رسیدن به قلم کتابت است . استاد خوشنویس کسی است که دارای صفحات متعدد که بیش از صدها صفحه کتابت قابل قبول عام و خاص باشد داراست. اقلام جلی فرع خط و خوشنویسی است . همه استادهای بزرگ اگر خوب به احوالات خطشان توجه کنیم مرکز قلمشان از مشقی تا کتابت است. تمام خطوط ارائه شده هنری استاد عمادالکتاب کتابت تا مشقی بود و لاغیر پس مرکز قلم استاد که به پختگی حیرت آور همراه با تکامل قلم گیری استاد بی ارتباط نبود ، شاهد هستیم .پختگی و عیار بالای خط استاد عمادالکتاب با تکامل و ارتقای درجه قلم گیری، تکامل گزینش کرسی، و زاویه گیری صفحه و سطر و طرز نشستن و زاویه گیری بسیار حیرت آور دست و انگشتان خوشنویس بر روی صفحه کاغذ و چرخش نوک انگشتان دست است. که این مهم در یک پروسه دراز مدت با سعی و تلاش و دقت و وسواس زیاد انجام می گیرد، که عشق عظیمی می طلبد . اقلام جلی بالای قلم مشق اصلاً فرع خط و خوشنویسی است و از اصل خط نشأت می گیرد. موضوعی دیگر که امروز باید همه خوشنویسان ایران توجه کنند. انتخاب مرگز قلم است ، اقلام اجرائی در مورد تخصص خوشنویسان بنا به ذوق خوشنویس انتخاب می شود. و هر خوشنویس باید مرکز قلم اجرائی خود را بشناسد و در آن غور و تحقیق و پژوهش کند تا مرکز قلم خود را ارتقاء و متکامل کند . اگر خوشنویسی ادعای اجرای پخته و کامل همه اقلام را دارد . ادعای بی موردی است، این حرف مانند شاعری می ماند که بگوید یا بتواند در همه قالب های عروضی شعری ، شعر بسراید یعنی هم در غزل و هم در قصیده ، یا رباعی و مثنوی و ... استاد باشد که چنین امکان ندارد . و اگر خوشنویسی مدعی چنین ادعائی باشد. خود و خطش در وادی سرگردانی سیر می کند. و ره به جائی نمی برد. و شأن و صفای خط به اکمال نمی رسد. 3- گزاره نویسی اقدام نو و بکر در هنر خوشنویسی تأثیر شاکله مفردات (کلمات) جملات «گزاره» که با انشاء هنرمند خوشنویس و با اجراء آن با قلم نی و مرکب بسیار اثرگزار تر از اقلام تک بعدی می شود. چه اینکه جملات ابداعی و فی البداهه و متأثر از شرایط اجتماعی و فردی در محیط زندگی و تحریر آن با قلم دو بعدی نی خود نیز در صفحه طراحی بکر و نو جهت انتقال موثر تر پیام به بیننده و خواننده پیام می رسد، پوشاندن هر کدام از کلمات متن گزاره با لباس نو و زیبا و تلفیق متن با بیان احساسات خوشنویس بی تردید صفحاتی بی بدیل ایجاد می کند ، که بی گمان هر کدام از صفحات گزاره خود یک تابلوی خوشنویسی است بخصوص که مباحث احساسی و درونیات هنرمند خوشنویس با متن ابداعی آن یک ارتباط و باور درونی باشد. در این مرحله واژگان متن شخصیت حقیقی خود را پیدا می کند و چون کلمات ابداعی متن دارای روح تازه و با نشاط جهت انتقال پیام و تمنیات درونی خوشنویس هست در بطن انشایی خود محکی شایسته و در خور با احساسات هنرمند خوشنویس می خورد و بدین ترتیب صفحه گزارش از ویژگی منحصر بفرد حاوی سه عنصر ، انشاء ابداعی خوشنویس،بیان احساسات درونی خوشنویس و تکنیک اجرای بقاعده خوشنویس ، با قلم نی و مرکب ، که تلفیق و مجموعه این سه عنصر ،تصویری منحصر بفرد هنری ایجاد می کند. که می تواند دارای رسالت هنری در عرصه تاریخ باشد. چرا که عناصر متشکله جمیع جهات خلق یک اثر هنری را فراهم می آورد و هر کدام از این عناصر تشکیل دهنده فوق الذکر خود دارای روح و جان زنده است، و با یکدیگر ارتباط برقرار کرده در زمان گفتمان می کنند و حاصل گفتمان بیان هر چه زیباتر و زنده تر و پویاتر و ماندنی تر متن و پیام صفحه و تابلوی هنری اجرا شده بتوسط هنرمند خوشنویس است بخصوص اگر تلفیق این احساسات همراه با شاهدی و بیان متنی از هنرمندی مانند نویسندگان و شعرای دیگر باشد اثرگزاری اثر گزاره (گزارش) بسیار عمیق تر می شود. نگاه کنید به گزاره نویسی مرحوم عمادالکتاب و تأثیر پذیری آن و خلق آثار آن استاد بزرگ را شاهد هستیم . این اقدام نو و رویه حسنه خود نیز از ابداعات و دستاورد بسیار مهم برای هنرمند خوشنویس امروزی می باشد. با بسط و ادامه کار عماد سیفی دامنه و میدان عمل هنر سنتی و کلاسیک خوشنویسی عمیق تر می شود. چرا که گفتیم دنیای امروز دنیای هنر مفهومی و تلفیقی است که تلفیق و بهم تنیدگی هنرها با درونیات هنرمند ، اشکال متفاوت هنر انتزاعی بروز می کند. این تلفیق در کشورهای غربی «سبک ها» و مکاتب مختلف هنری را بوجود آوردند، که جوهر مایه اصلی شان از تأثیرپذیری محیط خود و هنرهای بومی و کلاسیک شان سرچشمه می گیرد. و حتی از هنرهای کلاسیک و سنتی کشورهای دیگر در خلق اثر نو ، و سبک و شیوه ای نو اقدام شایسته و تحقیق انجام می دهند. این مهم نه تنها برای هنرمند خوشنویس امکان پذیر است بلکه هنرمندان دیگر مانند ، مجسمه سازان ، فیلمسازان (سینماگران) – امکان پذیر است. مثلاً اگر هنرمند مجسمه سازی در یک رباعی از رباعیات خیام کلمه «هیچ» محور بیان و تلفیق هنر شعر (محتوای شعر) و مطلع و خلاصه پیام رباعی باشد. با اجرای کلمه «هیچ» با خط زیبای نستعلیق می تواند سرآغاز آن «آن» هنری در هنرمند مجسمه ساز فراهم کند، و هنرمند مجسمه ساز با صفحات برنزی یا مفرغی و یا مسی شکل سه بعدی آن را اجرا کند که خود یک مجسمه بی بدیل می شود. این مجسمه از کلمه «هیچ» که هنرمند مجسمه ساز تحت تأثیر هنر شعر رباعیات خیام و هنر خط نستعلیق قرار گرفته ، و با برقرار کردن گفتمان آن دو عنصر هنری و درونیات و تکنیک هنری خود (مجسمه سازی) تلفیق کرده و اثری ماندگار از شاکله کلمه «هیچ» که کمپوزسیون آن سه بعدی است را فراهم می کند.که خود سبک و اثر نو است . و خود مبدع سبکی نو می شود. 4- ضرورت ادامه کار گزاره نویسی: بنظر نگارنده ادامه کار گزاره نویسی امروزه یکی از ضروزیات هنر مفهومی و انتزاعی است هنر خوشنویسی از هنرهای صد در صد انتزاعی می تواند جایگاه و پتانسیل بسیار فراوان برای ارائه کارهای ماندگار و نو باشد. در فرازهایی از این مقاله گفتم تلفیق هنر شعر و خط و نقاشی و یا خط بعلاوه نقاشی و موسیقی خط و یا شعر و خط و دیالوگ و گفتمان کلمات و عناصر متشکله این هنرها، در ایجاد فضایی ریتمیک و استفاده از مفاهیم رنگها و استفاده بجای آنها در معنای شعر با تلفیق صفحه انتخابی ، خلق آثار ماندگار می شود. که همه چیز در انتخاب سوژه (گزاره) آغاز می گردد. انتخاب سوژه(گزاره) می تواند به صورت نثر و نظم ، و یا منظومه، یا استعاره، یا تمثیل و یا تلمیح و استفاده از سبک نوشتار هنرمندی شاعر و نویسنده و یا از ابداعات خود خوشنویس باشد. یا گزارشی از یک واقعه که بصورت رمانتیک آغاز شود، که از پاراگرافهایی از نوشته شرح واقعه و یا استفاده از یک یا چند استفاده ای از یک غزل یا قصیده و یا چکامه یا رباعی .... می تواند دستمایه آغاز کار شود. حتی یک کلمه پرمعنا که دارای بار معنائی در کوران دوره های تاریخی دارد. و در شکل گیری و فضاسازی صفحه و ایجاد کمپوزسیون منحصر به معنای کلمه انتخابی قابل تعمق و کار باشد.