تولید، پشتیبانی ها، مانع زدایی ها
دوشنبه 26 مهر

باهمکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

گفتگو با استاد خط شکسته نستعلیق ایران استاد محمد حیدری(عضو شورای ارزشیابی انجمن خوشنویسان ایران)

استاد حیدری

گفتگو با استاد محمد حیدری 

با سلام خدمت استاد حیدری بزرگوار و تشکر از اینکه وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادید .
 لطفا مختصری از بیوگرافی خود را بفرمائید ؟
من هم خدمت شما و همه عزیزانی که این مصاحبه را از طریق سایت پر بار شما می بینند سلام عرض می کنم و آرزو می کنم که این حرکت فرهنگی که شما آغاز کردید قدم موثری باشد در جهت شناسائی و معرفی هنرمندان این کشور و معرفی هنر خوشنویسی .
_ من 50 سال دارم ، متولد ابر کوه در یزد هستم و در سال 57 وارد انجمن خوشنویسان شدم و در سال 60 فارغ التحصیل شدم و در حال حاضر مشغول خط شکسته هستم .

* آیا خوشنویسی یک هنرمند را از نظر مادی تامین می کند و آیا از زندگی هنریتان راضی هستید ؟
- من چون همیشه آدم قانعی بودم طبیعتا از زندگی هنریم راضی هستم اما اینکه آیا خوشنویسی یک هنرمند را تامین می کند برای همه خوشنویسان این طور نیست و شاید تعداد معدودی از هنرمندان بتوانند از طریق خوشنویسی امرار معاش کنند با توجه به شرایط خاص جامعه و به خصوص امروز که بحث نرم افزارهای مختلف هم مطرح است و با توجه به اینکه این برنامه ها می توانند از انسانهایی که با این مقوله سر و کار دارند رفع نیاز کنند مقداری فضای حرکتهای هنری برای خوشنویسان تنگ می شود ، قطعا نمی توان گفت که زندگی مادی افراد از این طریق تامین می شود برای افرادی در شرایط خاص ممکن است این طور باشد .

* نظر شما در باره نرم افزارهای رایج خوشنویسی چیست ؟

-اشکال جامعه ما در همه رشته ها و صنوف این است که اکتفا می کنیم به انجام و ارائه یک کار و وقت کافی برای پرورش و پخته شدن قضیه نمی گذاریم و اگر اشکالی در این برنامه هست علتش این است که ما عادت داریم به اینکه هر چه سریعتر امری را به انجام برسانیم .
من مخالفتی با حضور نرم افزارهای خوشنویسی ندارم و معتقدم این تکنولوژی جدید با امکانات گسترده ای که دارد اگر درست از آن استفاده کنیم می تواند خیلی کمک کننده باشد . متاسفنه استفاده غلط از این برنامه است که دیدگاه ما را نسبت به اصل موضوع دچار مشکل می کند به عنوان مثال در فضا سازی و ترکیب بندی کامپیوتر می تواند بسیار کمک کننده باشد حتی خوشنویس می تواند از این امکان استفاده کند و فضای کارش را تنظیم کند سپس اجرای آن را دقیق انجام دهد ، اما استفاده نا مطلوب از نرم افزار دیدگاه را عوض می کند آرزو می کنم شرایطی ایجاد شود که این نرم افزار ها با کیفیت بیشتر و با آموزش نحوه استفاده از آن عرضه شود و باید کسی از این برنامه استفاده کند که اطلاعاتی از خوشنویسی داشته باشد ، بهرحال باید هم نرم افزار ، نرم افزار خوبی باشد و هم استفاده کننده اطلاعاتی داشته باشد .

* در خانواده شما آیا فرزندان شما هم به این هنر علاقه دارند ؟
- در خانواده ام من و همسرم ( سرکار خانم حسینی ) هر دو خوشنویس حرفه ای هستیم و ایشان هم 25 سال است که در انجمن تدریس می کنند و شاید یکی از دلایل گریزان بودن فرزندان ما از خوشنویسی ( البته فرزندان من از خوشنویسی گریزان نیستند ولی گاهی اوقات واکنشهایی دارند ) این است که آنها همیشه ما را یا در حال انجام خوشنویسی و یا بحث در مورد خوشنویسی می بینند و این باعث واکنشهایی از طرف آنها می شود ، اما فرزندان من به خصوص پسرم یکی از دوره های انجمن را پشت سر گذاشته اما به دلیل تحصیل و داشتن کلاسهای مختلف مجالی برای کار کردن ندارد ولی در این زمینه مستعد و علاقمند است .
ولی اینگونه که از ما بخواهند با آنها کار کنیم نیستند انشاء الله فراغتی پیش بیاید که خودشان پیش قدم بشوند که ما با آنها کار کنیم .

* آیا خانواده شما با این هنر و مشغله ها و جلسات و مسافرتهای فراوان هنری که برایتان پیش می آید مشکلی ندارند ؟
- طبیعتا چون همسر بنده هم خوشنویس هستند و همین مشغله ها را دارند از ابتدا این مطلب برایشان جا افتاده و در این سال ( 88 ) که در آن هستیم هفته گذشته 12 و سیزدهمین مسافرت من بود طبیعتا این سفرها به صورت کاری و در ارتباط با خوشنویسی زیاد پیش می آید و گاهی هم مشکل پیش می آید و چون همسرم هم مدرس خوشنویسی هستند بعضی وقتها برای نگه داری از فرزندان دچار مشکل می شویم ولی بهر حال با همدلی و همفکری سعی می کنیم هم من مسافرت هایم را کوتاه کنم و هم خانم بخشی از مسئولیتها را بر عهده می گیرند . 
چون ایشان هم معتقد هستند که بنده متعلق به جامعه خوشنویسی هستم و باید در خدمت جامعه خوشنویسی باشم و این احساس را خود بنده هم دارم و هر جا که کمکی از دستم بر بیاید حضور دارم و این را خانواده من هم درک کرده اند و پذیرفته اند و خوشبختانه از این بابت مشکلی ندارم . 

* آیا شما شغل دیگری هم دارید ؟
- گاهی در کلاس هم بچه ها این سئوال را از من می پرسند و من به طنز عرض می کنم که شغل اصلی من رانندگی است و راننده سرویس هستم و شغل دوم من خوشنویسی است چون در خدمت فرزندانم هستم و به آنها برای رفتن به مدرسه و کلاس و . . . . سرویس می دهم ولی من خوشبختانه مشغله جدی ندارم به طور مقطعی در اداره های مختلف کار کرده ام ولی همانطور که عرض کردم چون انسان چهارچوب پذیری نیستم در کار اداری هم نتوانستم ثابت بمانم .

* اگر علاقمندان به شما در سراسر کشور مایل باشند با شما دیداری صمیمانه داشته باشند چگونه مقدور است ؟
- حتما میسر است و در طول این سالها من مورد مراجعه حضوری و تلفنی بسیاری از دوستان عزیزم در سراسر کشور بوده و هستم تلفن بنده به صورت 24 ساعته پاسخگو است و پیغام گیر هم ندارد تلفنها را به شرط حضور در منزل حتما جواب می دهیم و به قول امروزیها کلبه محقر و درویشی هم داریم که در آن به روی همه باز است و در آموزشگاه هم روزهای کلاس من مشخص است و هر زمان هر دوستی بر من منت بگذارد و بخواهند که تشریف فرما بشوند با کمال افتخار در خدمتشان هستم و ای کاش شرایطی فراهم می شد و ما خدمت دوستان می رسیدیم . تا زحمت دوستان کم شود بهرحال در هر دو صورت امکان پذیر است و من در خدمت دوستان هستم .

* نظر شما در رابطه با اسطوره خوشنویسی ایران استاد غلامحسین امیر خانی چیست ؟
- برای سخن گفتن از آدمهای بزرگ آدم بزرگ می خواهد و من حدم این نیست که در باره ایشان سخن بگویم اما به لحاظ احترامی که برای ایشان قائل هستم و به لحاظ ارادتی که به ایشان دارم و به لحاظ جایگاه رفیع و والایی که برای ایشان قائل هستم به این نکته اشاره می کنم که صرفنظر از هر گونه تعصب و جانب نگری ، این چیزی را که عرض می کنم ذهنیت شخصی و قطعی من است و ارتباطی به مسائل تشکیلاتی ندارد در یک شرایط وارد مجموعه خوشنویسی کشور شدم که جناب استاد امیر خانی را فقط صرفا محضرشان را به صورت کلامی درک کردم البته راهنمائی از جانب ایشان همیشه شده ام و از این بابت برای همه اساتید خوشنویسی حرمت قائلم و خودم را شاگرد همه آنها می دانم اما جایگاه ایشان جایگاهی متفاوت است و من بارها عرض کرده ام و این خواهش می کنم بینندگان به عنوان نظر شخصی من تلقی کنند و حمل بر نگاه تعصب آمیز نکنند .
* چرا بعد از 400 سال باز خیلی ها شیفته خط میر عماد و یا در شکسته امثال درویش عبد المجید یا سید گلستانه و . . . هستند در حالی که بسیاری از اساتید معاصر زیبا تر می نویسند ؟ 
-ما هر چه قدر به نقطه شروع هر چیز نزدیک شویم و انسانهایی که به نقطه شروع نزدیک ترند و انسانهایی که با زمان ابداع فاصله کمتری دارند اهمیت بیشتری پیدا می کنند و علتش هم این است که میر عماد به طور مثال 150 الی 200 سال تجربه پشت سر خودش دارد اما خوشنویس امروز 700 سال تجربه پشت سر خودش دارد بنابر این این فاصله زمانی و این تفاوت شرایط زمانی و مکانی به علاوه امکاناتی که امروز در اختیار است و آن روز نبود امروز ما از آثار تمام خوشنویسان برجسته تاریخی خوشنویسی با فشار دادن یک دکمه می توانیم بهرمند شویم و آثاربسیار زیاد و زیبائی که از طریق همین سایتها عرضه می شود و در دسترس همه علاقمندان به خوشنویسی است اما در روزگار میر عماد و درویش عبد المجید چنین اتفاقی نبوده او باید خط استاد پیش از خودش را که امکان چاپ هم نبوده و اصل آن را باید می دیده و بهره می برده خودشان را با آن امکانات به آن نقطه متعالی می رسانده اند و این ارزشمند است که ما صرفا به خوشنویسی نگاه نکنیم و شعر هم همینطوره ، ما هر چقدر شعرای برجسته داشته باشیم باز هم خود آنها معتقدند حافظ ، سعدی ، مولاناو . . . جایگاه دیگری دارند زیرا به زمان پیدایش آن پدیده نزدیک ترند و با شرایط دشوارتری آن مقام و موقعیت را کسب کرده اند در خوشنویسی هم همینطور است و این صفای باطن خوشنویسان که در آثارشان متجلی است و نزدیک بودنشان به نقطه پیدایش خط می تواند باعث شادابی موثر این نوع نگاه خوشنویسان امروز ما به آنها باشد .


* آیا خط شکسته مشکل است یا خط نستعلیق و آیا خط شکسته تاثیری بر خط نستعلیق دارد ؟
-پاسخ به این سئوال از هر دوی آنها مشکل تر است ، از نظر اجرا احساس می کنم نستعلیق مشکل تر است چون نستعلیق خط کاملا قانونمند است و همه عناصرش در حوزه نگاه بیننده است خط شکسته هم به طور صد در صد قانونمند است علی رقم نظری که بینندگان دارند و تصور می کنند خط شکسته فقط حرکتهای پر پیچ و خم و متصل است اما ذات خط شکسته به گونه ایست که رها بودن از قید ها و گرفتاریها را می پذیرد و ممکن است که از نظر اجرا شکسته راحت تر باشد اما از نظر آموزش با توجه به تنوع خط شکسته و حتی مفردات آن شاید شکسته دشوارتر باشد زمانی که متوجه شوند که در شکسته به عنوان مثال حرف دال در حالتهای مختلف حدود 13 شکل دارد و حروف دیگر هم به تناسب به همین مقیاس .
بنابر این معلوم می شود که شکسته چه گستردگی دارد به خصوص در فضا سازی و ترکیب بندی بنا براین هر دو اینها کار دشواری است و هیچ کدام را از این بابت نمی توان وجه تمایزی قائل شد نستعلیق از بابت اجرا مشکل است و شکسته در فراگیری اصول و قواعد .

* کسانی که می خواهند خط شکسته را یاد بگیرند آیا آشنایی با خط نستعلیق هم لزومی دارد؟
- به دوستان خوشنویس و کسانی که قدم به عرصه کار حرفه ای خوشنویسی گذاشته اند در خط شکسته همیشه توصیه ام این بوده که از نستعلیق غافل نشوند البته به نظر من دوستان نستعلیق نویس هم هراز چند گاهی چند سطری شکسته بنویسند به نستعلیقشان کمک می کند و این طور نیست که صرفا نستعلیق زمینه ای فراهم کند برای شکسته به اعتقاد من هر دو مکمل هم هستند و لازم و ملزوم هم البته نستعلیق نویسها به جهت اینکه نرمشی در خطشان حاصل خواهد شد البته بسیاری به این نکته واقفند و من شاهد بوده ام که دوستان وقتی کاغذی دستشان بوده و تفننی کار انجام می دادند غالبا شکسته نویسی است به اعتقاد من بر هر دو گروه لازم است که گریزی به خط دیگر بزنند البته برای شکسته نویسها بیشتر .

* آیا پس از قبولی در دوره خوش مناسب است کسانی که علاقمندند خط دومشان را خط شکسته انتخاب نمایند همزمان با نستعلیق شروع نمایند و یا پس از قبولی نستعلیق دوره عالی ؟
-پاسخ به این سئوال مستلزم بررسی عوامل مختلفی است اول اینکه ارزشیابی که انجام می شود و هنرجوی دوره خوش به عالی وارد شده در خط نستعلیق چقدر توفیق پیدا کرده اگر این شرایطی که عرض می کنم حاصل باشد و ارزشیابی دقیق صورت گرفته باشد اگر هنرجویی که به دوره عالی آمده یک پیش زمینه قوی و کار آمدی داشته باشد توصیه ام این است که همه را با هم کار کند چون سالهای اخیر اتفاقی پیش آمده که دوستان نستعلیق نویس به هنرجوها توصیه می کنند به علت اینکه شکسته روی نستعلیق تاثیر می گذارد ابتدا نستعلیق را تا دوره ممتاز برسانید و تمام کنید و سپس سراغ شکسته بروید با توجه به مشکلات و گرفتاریهای هنرجویان این شیوه آموزشی تنها نتیجه اش لطمه به هنرجوست چون هنر جو بعد از گذراندن نستعلیق به دلیل اینکه خط دوم شکسته یا ثلث را زودتر فرا گیرد نستعلیق را برای مدتی کنار می گذارد و هیچ خوشنویسی برای حرفه ای شدن نباید فارغ از مشق باشد در این مرحله خوشنویس در آستانه ورود به بخش اساسی خوشنویسی که بعد از ممتاز اتفاق می افتد می خواهد که نستعلیق را کنار بگذارد و خط دیگری را شروع کند بنا بر این اگر برنامه ریزی دقیقی صورت بگیرد هیچ کدام از این خطها تاثیر منفی بر خط دیگر نخواهد داشت و به اعتقاد من اگر هنرجو وقت بگذارد و تمرین مدام داشته باشد می تواند هر دو را همزمان کار کند و اینطور موفق تر خواهد بود و نکته دیگر اینکه دوستان نستعلیق نویس همیشه بر این نظرند که شکسته بر نستعلیق تاثیر می گذارد و من اعتقادم این است که باید بر یکدیگر تاثیر بگذارند و هیچ وقت ما هنرجویان توصیه نمی کنیم که نستعلیق کار نکنند البته به شرط اینکه برنامه ریزی مناسب برای مشق و تمرین باشد تاثیر گذاری ایرادی ندارد بخصوص اینکه این مطلب تا دوره ممتاز است و پس از آن هر خوشنویسی توفیق پیدا می کند که این مرحله را پشت سر بگذارد وارد مرحله تخصصی می شود و یک خط را انتخاب می کند و از آنجا دیگر آن یک تاثیر اندک را که به زعم بعضی از دوستان تاثیر مخرب هست را می تواند از بین ببرد بنابر این توصیه من این است که همه خطوطی را که انتخاب می کنند البته به غلط سالهاست این مطلب جا افتاده که خط شکسته یا ثلث را به عنوان خط دوم یاد می کنند که اصلا این طور نیست مگر خط نستعلیق را خط اول می گوئیم که شکسته را این طور بنامبم خط شکسته و ثلث و نسخ هر کدام اسم خودشان را دارند اما هر کدام از این خطوط که همراه نستعلیق انتخاب دوستان هست به طور همزمان اگر کار شود حتما به نتیجه خواهد رسید . 

* زاویه تراش قلم در خط شکسته چه مقدار است؟و ایا کسانی که چپ دست هستند مانند شما، تراش قلمشان با افراد راست دست متفاوت است؟
- تعریفی که برای زاویه قلم شده است اینست که برای نستعلیق زاویه 22.5 درجه را توصیه می کنند ،با توجه به شاکله خط شکسته که حرکت های ظریف و تند و تیز بیشتر از خط نستعلیق دارد زاویه تند تری مد نظر است که چیزی حدود 24 الی 25 درجه است. و اما اینکه من به ذهنم می رسد اینست که هیچ کدام از اینها مبنا و ملاک به طور صد در صد نیست. و ما حدودی را معرفی می کنیم . اما انچه که عادت دست هنرمند است و انچه که فیزیک دست هنرمند خوشنویس اقتضا می کند ، آن نکته اصلی برای برای زاویه قلم است.
بنابراین به اعتقاد من کسی نمی تواند زاویه قلمی را برای دیگری تجویز و توصیه کند.ما می توانیم تعریف کنیم و توضیح بدهیم آن چیزی را که از گذشته توضیه داده شده و به ما رسیده است.اما هنرمند است که باید تشخیص بدهد با توجه به شرایط فیزیکی دستش و قرار گرفتنش در پشت صفحه چه زاویه ای را باید تنظیم بکند. اما در مورد دست چپ : زاویه قلم در دست چپ کمی تند تر می شود نسبت به دست راست و قلم شکسته .برای چپ دست ها تفاوتی در تراش قلم نیست و فقط اندکی تحریف در شیب و زاویه قلم انجام می شود و آن هم به جهت اینکه چپ دست ها ناگزیر هستند برای اینکه روی صفحه مسلط باشند ، صفحه را در سمت چپ خود قرار دهند و قدری هم مورب و مایل تا امکان قلم رانی راحت تر باشد زیرا مچ دست چپ به سمت چپ گردش چندانی ندارد و برای جبران فاصله و زاویه صفحه ، زاویه قلم را تند تر می کنند.

* در قطع قلم شکسته چاقو به صورت عمود قرار می گیرد و یا مانند نستعلیق به سمت داخل؟
- من در قلم های مشقی حتی در نستعلیق هم اعتقادی به آن زاویه ندارم چون آن زاویه به این جهت است که آن قسمتی که قطع می خورد شیبی مناسب با شیب قلم و ارتباط با صفحه پیدا کند و با نوشتن یک سطر هم همان شیب به طور طبیعی ایجاد می شود . بنابراین اگز تیغه قلم تراش روی قم عمود باشدهیچ اشکالی ندارد و فقط قبل از کار جدی و دقیق باید یکی دو سطر با آن قلم بنویسیم تا سایش را به طور طبیعی زبانه قلم پیدا کند.
* نظر شما درباره متون و ادبیاتی که در خوشنویسی استفاده می شود چیست؟ چرا فقط از اشعار سعدی و حافظ و آیات قران استفاده می شودو از متون دیگر کمتر استفاده می شود؟
- در بخش ادبی قضیه : حافظ و سعدی و مولانا و ... جایگاه بلندی دارند و در فرهنگ ما حق آنهاست که هر خوشنویسی هم بدین جهت و هم به جهت مفاهیم بلندی که سروده های انها دارد از آنها استفاده کند. اما در بعد معنوی و قرآنی و مذهبی ، ما بالاتر از آیات قرآن نداریم . البته سالهاست که مبنای انتخاب تغییر کرده و دیگر شعرای قدیم نیستند . من به شخصه بیشتر به مفهوم و محتوا توجه دارم و نه به نام شاعر . البته که شعر حافظ و مولانا و سعدی و ... نامشان اسباب اعتبار است ولی ما خوشنویسان باید یک تعاملی هم با شعرای هم دوره خودمان داشته باشیم ، به هر حال آنها هم مثل ما در عرصه هنر و ادبیات تلاش می کنند و این حق را دارند که خوشنویس ها در کارهای هنری شان از آثار آنها استفاده کنند . اگر دوستان به کتاب از نیستان بنده مراجعه کنند متوجه می شوند که انتخاب من صرفا حافظ و سعدی نیست و از شعرای معاصر حتی شاعرانی که بسیارشان را دوستان نمی توانند شناسایی کنند اشعاری انتخاب شده . و علت ان هم اینست که من به مفهوم و محتوا بیشتر توجه می کنم . در سال 69 من اولین نمایشگاهم بود و بسیاری از آثاری که در نمایشگاه داشتام و بعدها هم این روند ادامه پیدا کرد از شعرای معاصر بود و در واقع گل نمایشگاه بنده درآن سال شعر مرحوم سهراب سپهری بود ( قایقی خواهم ساخت ... )
* نظر شما درباره کاغذهای دست ساز چیست؟
- در دوره معاصر شاید چیزی به عنوان کاغذ دست ساز نداشته باشیم و سال های سال از کاغذ هایی استفاده کردیم که خیلی سهل الوصول و راحت بوده برای اجرا . حضور کاغذ های گلاسه و نیم گلاسه و جدید برای خوشنویسی امروز امروز ما به نظر بنده یک آفت است . چون فرایند تولیداین کاغذها به گونه ای است که با مواد شیمیایی و خاص و متعددی سر و کار دارند و بعضا این کاغذ ها به گونه ای هستند که انسان احساس می کند مواد اولیه آنها پودر دارد در حالی که در کاغذ های دست ساز درونشان الیاف دیده می شود که این باعث ایجاد دوام و استحکام در کاغذ می شود. متاسفانه در دوره ما کاغذ ها عمر چندانی ندارند و استفاده از کاغذ های دست ساز قدری از این آفت کم می کندو باعث ماندگاری بیشتر آثار هنری می شود به خصوص اینکه خود آهار به نوعی می تواند کاغذ را از اسیب هایی که با ان مواجه خواهد بود حفظ کند ، اگر امروز بتوانیم ابزار و وسایلی راکه متناسب با نوع کاغذ هست را انتخاب کنیم حتما کار های ما دوام بیشتری خواهند داشت.و قطعا کاغذ های دست ساز یا آهار و مهره بهتر هستند.

* سوال یکی از بینندگان سایت: استاد چرا کپی ؟ دل شاگرد با یک سطر که منحصرا استاد برای او می نویسد شاد می شود و خزانه داری سرمشق های استاد برایش افتخاریست و تماشای گاه و بیگاه آنها یاد آور روزهای خوش با استاد بودن است و لطف او ...؟
- من خیلی مایل هستم بدانم این عزیزی که این نظر دقیق و منطقی و ارزشمند را دادند و این سوال بسیار دقیق را پرسیدند چه کسی هستند . من درکلاس همیشه به بچه ها توصیه کرده ام که منتظر نمانید که برایتان سوالی پیش بیاید تا طرح کنید ، خودتان سوال ایجاد کنید و تنها چیزی که باعث می شود انسان به فکر می افتد و چاره اندیشی کند برای مشکلاتی که در مسیر حرکتش است سوال است و تا سوالی پیش نیاید انسان فکر می کند که مسیری که می رود درست است. البته پاسخ من توجیه عملکرد من نیست و فقط دیدگاه خودم را عرض می کنم من در طی این سالها با توجه به جمعیتی که در کلاسم همیشه حضورداشته اند در سال های نه چندان دور و گاه نزدیک 60 نفر در کلاس من حضور داشته اند و با توجه به این جمعیت نه اینکه نوشتن حضوری برای من مشکل بوده باشد . تصور من این است که یک سطر که شامل 5 الی 6 کلمه است . اما دادن یک چلیپا هر چند به صورت کپی 4 تا 5 الی 6 کلمه است . یعنی 4 برابر می شود و از این فضای جدید ممکن است که 4 تا نکته بیشتر بدست هنرجو برسد.ما اینجا بحثمان بحث آموزش و انتقال خوشنویسی است البته که ما وظیفه داریم برای دوستانمان بنویسیم . بنده در این کلاسها به طور موردی گاهی که پیش می آید در حد توان و بضاعتم یک قطعه (البته چیز ارزشمندی نیست)نوشته ام و هرگز به یک سطر اکتفا نکرده ام و حتما با این مطلب توجه خواهم کرد و سپاسگزارم از این مطلب . اما دیدگاه من اینست که یک چلیپا اگر که کپی هم باشد 4 برابر یک سطری است که من حضوری بنویسم و از این 4 سطر اگر 2 نکته هم نصیب هنرجو بشود من موفق تر عمل کرده ام . اما از نقطه نظری که این عزیزمان فرموده اند کاملا با ایشان موافقم.

* سوال یکی دیگر از بازدیدکنندگان : من 43 ساله هستم و مدت 1 سال استآموزش خوشنویسی می بینم ، به نظر شما می توانم در این هنر پیشرفتی داشته باشم؟
-من که الان 50 سال دارم هنوز امید وارم که پیشرفتی در کارم حاصل شود ایشان که 7 سال از من کوچکتر هستند . به هر حال من اعتقاد دارم اگر شرایطی را که ذکر کرده اند برای خوشنویسی که یکی از آنها طاقت محنت است و ... اگر با این بخش بتوانند کنار بیایند و بتوانند وقت بگذارند و مشق کنند ، چرا که نه . هیچوقت برای فرا گرفتن دیر نیست حتی اگر هنر دشوار و دیر یابی مثل خوشنویسی باشد.

* سیاه مشق در خط شکسته آیا آزاد است از جهت تکرار حروف و کلمات یا نه قوانین خاصی دارد و آیا باید به صورت منظم باشد یا نا منظم؟
- اصولا فضا سازی در خط شکسته می تواند غیر از قالب های سیاه مشق هم نامنظم باشد البته که در کار هنر بی نظمی خودش دارای نظم است . اینکه می تواند نا منظم باشد معنی اش این نیست که از همه قیود خلاص و رها باشد . به هر حال آن بی نظمی هم تابع نظم است .اما در بحث سیاه مشق در شکسته : اگر هنرمند خوشنویس عناصر ارزشی و کارامد را برای سیاه مشق شناسایی کرده باشد و وقوف کامل به آن پیدا کرده باشد در عرصه سیاه مشق به تعداد آدم هایی که وارد این این عرصه می شوند می توانیم فرمهای متنوعی داشته باشیم . تکرار هم در هیچ کجا قید نشده که مثلا این کلمه را چند بار تکرار کنید. مهم این است که این فضایی که در نهایت ایجاد می شود فضای متناسب و دلپذیری باشد. البته از نگاه دوستانی که به علم گرافیک آشنایی دارند صبیعتا این مجموعه عناصر در کلمات که کنار هم گذاشته می شوند یک شرایطی را باید در صفحه ایجاد بکنند که بیننده از دیدن ان لذت ببرد . آن شرایط اگر مراعات بشود به نظر من اصلا اینکه نظم داشته باشد یا نه و تکرار چقدر باشد ملاک نیست. گاهی ما قطعه ای را انجام می دهیم که بخشی از آن سیاه مشق و بخشی غیر سیاه مشق است. بنابراین آنچه مهم است نتیجه کاراست و قاعده کلی در سیاه مشق قابل تعریف است . ازجمله اینکه ما سعی کنیم بیشتر قسمت پایین و متمایل به سمت چپ قطعه ما تکرار بیشتری داشته باشد و یا اینکه متقارن باشد. اما اینها حکم کلی است و هیچ کجا گفته نشده که به عنوان مثال حرف دال را پنج مرتبه و حرف نون را دو مرتبه تکرار کنیم . این بسته به نگاه هنرمند است و فضایی که می خواهد ایجاد کند و حرفی که می خواهد سیاه مشق با آن تکرار شود.

با تشکر از شما استاد بزرگوار که وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادید.